دانلود پایان نامه – مباحث نظری و شواهد تجربی در باب کیفیت حسابرسی.پایان نامه تاثیر ساختار هیئت مدیره و کیفیت حسابرسی بر سیاست های نقدینگی

مباحث نظری و شواهد تجربی در باب کیفیت حسابرسی

اکثر مطالعات تجربی کیفیت حسابرسی، رابطه بین کیفیت حسابرسی و محرکهای تقاضا نظیر راهبردهای ریسک صاحبکار را با تضاد نمایندگی، یا با محرکهای عرضه نظیر حق­الزحمه و راهبردهای مدیریت ریسک مؤسسه حسابرسی بررسی می­نمایند.

تاریخچه پژوهش ها در زمینه حسابرسی را می­توان به دو دسته اصلی تقسیم کرد. پژوهش هایی که از دیدگاه تقاضا کنندگان صورت­ گرفته است، و پژوهش هایی که از دیدگاه عرضه کنندگان به عمل آمده است. پژوهش هایی که از دیدگاه متقاضیان خدمات حسابرسی صورت گرفته، عمدتاً با عواملی سروکار دارند که بر استفاده کنندگان گزارشات حسابرسی از جمله سهامداران، مراجع قانونی، و اعتباردهندگان و صاحبکاران تأثیر می­گذارد. برعکس، پژوهش هایی که از دیدگاه عرضه کنندگان خدمات حسابرسی صورت گرفته، عمدتاً بر عواملی تاکید می­کنند که بر توانایی­های حسابرس در ارائه حسابرسی با کیفیت بالا تأثیر می­گذارد. سایر مطالعات تجربی کیفیت حسابرسی، همبستگی بین دو عضو کیفیت حسابرسی (یعنی حسن شهرت حسابرس و توانایی نظارت حسابرس) یا روابط بین اجزای کیفیت حسابرسی و محصولات آن (نظیر اعتبار اطلاعات و کیفیت اطلاعات) را بررسی می­نمایند. بخشهای فرعی که در ادامه تشریح می شوند به بررسی مباحث بنیادین روابط پیش بینی شده بین ویژگیهای متنوع شناسایی شده در چارچوب کیفیت حسابرسی می­پردازند.

 

142- تقاضا برای کیفیت حسابرسی

تقاضا برای حسابرسی پیش از تدوین قوانین و مقررات وجود داشته است. برای مثال، بنستون[1](1969) می­گوید که 82درصد شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار نیویورک قبل از تدوین قوانین و مقررات اوراق بهادار در سالهای1933  و 1934 حسابرسی می­شده­اند. بنابراین، منطقی است تا صرف نظر از وجود قوانین و مقررات، درباره نقش اقتصادی حسابرسی، که باعث ایجاد تقاضا برای کیفیت حسابرسی شده است، بحث نماییم. فرضیه اصلی تحقیق در باب تقاضا برای کیفیت حسابرسی از عدم تقارن اطلاعات بین گروههای درون شرکتی و سرمایه­گذاران ناشی می­­شود(حساس یگانه، 1384).

 

- مباحث نظری و شواهد تجربی در باب کیفیت حسابرسی.پایان نامه تاثیر ساختار هیئت مدیره و کیفیت حسابرسی بر سیاست های نقدینگی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول(2-2): چارچوب و طبقات پژوهش کیفیت حسابرسی

[1] Banston

فایل پایان نامه : اهمیت اقلام تعهدی :پایان نامه تأثیر اعلام سود بر عدم تقارن اطلاعاتی شرکت ها

اهمیت اقلام تعهدی :

همیشه این احتمال وجود دارد که اطلاعاتی که یک شرکت ارائه می‌کند درست نباشد، بنابراین در کنار مخاطرات متعددی که در ارتباط با شرکت می‌تواند وجود داشته باشد. یکی از آنها هم ریسک اطلاعات[1]    می باشد؛ یعنی همواره ممکن است اطلاعاتی که شرکت می‌خواهد در صورت‌های مالی آن را نشان دهد چیزی دور از واقعیت، یا فریب آمیز باشد. براین اساس سودی که در صورت سود و زیان ارائه می شود، نمی‌تواند بیانگر این موضوع باشد که واحد تجاری توان مستمر برای بدست آوردن مبلغ سود را خواهد داشت یا چه مقدار از این سود می‌تواند به عنوان وجه نقد میان سهامداران تقسیم شود چون تمامی سهامداران مایلند که سالانه تقریباً َمبلغ ثابتی از سود سهام به آنها پرداخت شود. ثبات در تقسیم سود مبین پایین بودن ریسک شرکت است. حتی اگر در سالی، شرکت به جای سود دچار زیان شود، باید برای جلوگیری از ایجاد نگرش منفی در سرمایه‌گذاران فعلی و آتی، پرداخت سود سهام خود را ادامه دهد.  با این کار،  سهامداران بیشتر تمایل خواهند داشت که این زیان را موقتی تفسیر کنند (سادات برقعی، 1385).

بررسی مبانی نظری و هدف‌های گزارشگری مالی مبین این موضوع است که یکی از اهداف گزارشگری مالی کمک به سرمایه‌گذاران و اعتباردهندگان برای پیش‌بینی جریان‌های نقدی آتی است.

صورت‌های مالی، محصول اصلی گزارشگری مالی و ابزار اصلی انتقال اطلاعات حسابداری به افراد خارج از سازمان قلمداد می‌شوند. این که صورت‌های مالی تا چه میزان توانسته است به این مهم دست یابد، سو الی است که مورد توجه صاحب‌نظران و پژوهشگران بوده و هست. همچنین در خصوص اینکه چه نوع اطلاعاتی برای پیش‌بینی جریان‌های نقدی مفید است، اختلاف نظر وجود دارد. بررسی ادبیات موضوع نشان می‌دهد که برخی از صاحب‌نظران و مراجع تدوین‌کننده مبانی نظری و اهداف گزارشگری مالی براین باورند که با استفاده از سود حسابداری و اجزای آن،  می‌توان جریان‌های نقدی را پیش‌بینی نمود. به عنوان مثال هیات تدوین استانداردهای حسابداری مالی آمریکا بر این باور است که «معمولاً ارائه اطلاعات درباره سود واجزای آن نسبت به جریان های نقدی برای پیش‌بینی جریانهای نقدی آتی قابلیت پیش‌بینی بیشتری دارند» (هاشمی، 1383).

2-4-4کیفیت اقلام تعهدی:

با توجه به اجزای تشکیل‌دهنده سود و بحث‌های مطروحه در بالا، بایستی کیفیت اقلام تعهدی موجود در داخل سود،  موجود توجه قرار گیرد. “کیفیت اقلام تعهدی “در تحقیقات قبلی تعریف متعددی دارد که در این تحقیق سعی می شود عمده‌ترین تعاریف و روش‌های ارزیابی آن طبقه‌بندی و سپس از بین روش‌های متفاوت سنجش آن،  بهترین و پرکاربردترین مدل انتخاب شود.

فرانسیس و دیگران[2] (2004) با بررسی نحوه قیمت‌گذاری کیفیت اقلام تعهدی به عنوان یک اطلاعات مربوط به سودنشان دادند که هر چه کیفیت اقلام تعهدی (که انحراف معیار خطای رگرسیونی مربوط به اقلام تعهدی جاری و جریان‌های نقدی تعریف می شود) پایین تر باشد هزینه بدهی و سرمایه آن شرکت‌ها بالا می رود. این موضوع به نوعی نشان‌دهنده تاثیر کیفیت اقلام تعهدی در تصمیم‌گیری افراد است (همان منبع ).

دیچو ولندسمن (2002 ) نقش اقلام تعهدی رادرجهت اندازه‌گیری بهتر عملکرد شرکت‌ها در یک سری زمانی بررسی کردند به دلیل آنکه اقلام تعهدی نیازمند مفروضات و پیش‌بینی‌های جریانات نقدی آتی است؛ بنابراین کیفیت اقلام تعهدی و سود با افزایش در خطای پیش‌بینی مقدار اقلام تعهدی کاهش می‌یابد.  آنها درنهایت چنین نتیجه‌گیری کردند که ویژگی‌های هر شرکت همانند قدر مطلق میزان اقلام تعهدی و سود و اندازه شرکت را می‌توان به عنوان ابزاری برای ارزیابی کیفیت سود به کار گرفت (همان منبع ).

[1]-Information Risk

[2]-Feransis,(2004)

دانلود پایان نامه ها : انواع سرمایه سازمانی.پایان نامه تاثیر اطلاعات حسابداری منابع انسانی بر ارزش شرکت‌ها

انواع سرمایه سازمانی

امروزه در جهانی پر از شتاب و تغییر زندگی می‌کنیم، توان بالای ارتباطات و تکنولوژی نیز با این امر دامن زده و از طرفی دوره زمانی انحصار منابع و سرمایه‌های مالی و مادی سنتی را نیز کوتاه‌تر کرده چرا که امکان تقلید و الگو برداری از آن را نسبت به گذشته بسیار ساده و کم هزینه‌تر کرده است. امروزه مدیران متوجه این مطلب شده‌اند که حتی به شرط وجود بهترین منابع و امکانات نبود نیروی انسانی با استعداد که بتواند حداکثر بهره‌وری را از منابع سنتی به عمل آورد نمی‌تواند تضمینی برای بهبود عملکرد و توسعه باشد بنابراین، مهمترین و با ارزش ‌ترین دارایی‌های هر سازمانی دارایی‌های نامشهود آن سازمان – توانمندیهای نیروی انسانی- است که اغلب به روش‌های حسابداری معمول قابل اندازه‌گیری و مشاهده نیستند و به عنوان سرمایه نامشهود نقش یک مزیت رقابی را برای سازمان ایفا میکنند تاکنون دو نوع سرمایه مهم یعنی سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی مورد توجه مدیران و محققان سازمانی بوده است. تئوری سرمایه انسانی در ابتدا جهت برآورد میزان درآمد افراد بر حسب سرمایه‌گذاری که روی خود صورت داده‌اند مطرح شد (بکر ، 1964). سرمایه انسانی اغلب به عنوان سرمایه فکری تلقی می‌گردد و به نوعی شامل مهارت ها، توانایی‌ها و دانش و تجاربی است که یک شخص با خود به سازمانی می‌آورد (انویک، 2005). مطابق نظر بکر (1964) سرمایه انسانی را به عنوان مهارت‌ها و دانشی که افراد از طریق سرمایه‌گذاری بر روی تحصیلات، آموزش ضمن خدمت و سایر روشهای کسب مهارت کسب می‌کنند تعریف می‌کنیم. با توجه به این تعریف سازمانهای موفق سازمانهایی هستند که در جذب، به کارگیری، توسعه و نگهداری بهترین کارکنان موفق باشند و از این رو یک دارایی انسانی قوی شکل دهند (تور و آفورای ، 2010) سرمایه اجتماعی به ارزش دارایی‌های واقعی یا بلقوه‌ای که فرد، در سازمان بر حسب اینکه چه کسانی را می‌شناسد، با چه شبکه‌های اجتماعی در ارتباط است و چه اعتباری در سازمان دارد، به دست می‌آورد اشاره دارد. اعتماد بین اعضای شبکه اجتماعی مفهوم اصلی سرمایه اجتماعی و عنصری ضروری برای نوآوری و رشد اقتصادی است (لورنز ، 1992). الوانی (1383) سرمایه اجتماعی را مجموعه‌ای از هنجارهای موجود در سیستم‌های اجتماعی که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و همچنین سبب پایین آمدن سطح هزینه‌های تبادلات و ارتباطات می‌گردد تعریف میکند. از نظر بوردیو، سرمایه اجتماعی به عنوان شبکه‌ای از روابط ودیعه‌ای طبیعی یا اجتماعی نیست، بلکه در طول زمان برای کسب آن باید تلاش کرد. به تعبیر او سرمایه اجتماعی محصول نوعی سرمایه‌گذاری فردی یا جمعی، آگاهانه یا ناآگاهانه است که به دنبال تثبیت یا باز تولید آنگونه روابط اجتماعی است که مستقیماً در کوتاه مدت یا بلند مدت قابل استفاده هستند (شارع‌پور، 1384). به اعتقاد لنا و برن (1999) سرمایه اجتماعی سازمانی، یک دارایی محسوب می‌شود که هم برای سازمان (از طریق خلق ارزش برای سهامداران) و هم برای اعضای سازمان (از طریق ارتقای مهارت‌های کارکنان) مفید و سود‌مند است. اسنل (2002) استدلال کرد که در مدیریت منابع انسانی سرمایه‌های انسانی و سرمایه اجتماعی به یک اندازه باید مورد توجه قرار گیرند چرا که درحالی که مدیریت سرمایه‌های انسانی برای ایجاد اثر بخشی مهم هستند؛ مدیریت سرمایه اجتماعی کلیدی برای تولید محصول نهایی است (تور و آفورای، 2010). اما لوتانز و همکاران شکل دیگری از سرمایه را به عنوان سرمایه روان شناختی مطرح کردند، و ادعا می‌کنند که این سرمایه ضمن این که قابلیت‌ها و توان مندی‌های سرمایه اجتماعی و انسانی را در بر می‌گیرد میتواند حتی از آنها فراتر بوده و به عنوان مزیت رقابتی برای سازمان‌های امروزی مورد بهره برداری قرار گیرد (لوتانز،یوسف و آووی ، 2007؛ لوتانز و یوسف ، 2004؛ لوتانز، لوتانز و لوتانز، 2004؛ انویک، 2005 لوتانز با ترکیب دو عامل حالتهای روانشناختی مثبت‌گرا و سازمانهای مثبت‌گرا رویکرد جدیدی به نام رفتارسازمانی مثبت‌گرا را در مدیریت منابع انسانی مطرح ساخت. رفتار سازمانی مثبت‌گرا به مطالعه و کاربرد مثبت‌گرایانه قوتها و ظرفیتهای روان‌شناختی منابع انسانی اشاره دارد (لوتانز، 2002 و لوتانز و همکاران، 2007 و لوتانز، 2011) متغیرهای سرمایه روان شناختی باید واجد برخی ملاک‌های خاص رفتار سازمانی مثبت‌گرا باشند که این ملاک‌ها عبارتند از: 1-مبتنی بر تحقیق و پژوهش باشد؛2- قابلیت اندازه‌گیری معتبر را داشته باشد؛ 3- امکان توسعه و بهبود آن وجود داشته باشد و 4- دارای تاثیر مثبت بر عملکرد شغلی کارکنان باشد5- مثبت بوده و در زمینه رفتار سازمانی نسبتاً منحصر به فرد باشند (لوتانز و همکاران، 2007، ترجمه جمشیدیان و فروهر و لوتانز، 2010). مطابق این ملاک ظرفیتهای رفتارسازمانی مثبت‌گرا عبارتند از امیداواری ، خوش بینی ، انعطاف پذیری و خودکارآمدی (لوتانز، 2002؛ لوتانز و همکاران، 2007 و لوتانز، 2010). زمانی که این سازه‌های مثبت روانشناختی با یدیگر ترکیب میشوند تشکیل یک سازه روانشناسی سطح بالا را میدهند که لوتانز و همکاران از آن به عنوان سرمایه روانشناختی یاد می کنند (لوتانز و همکاران، 2007 و لوتانز، 2010).

لوتانز و همکاران(2007) بیان میدارند که مدیریت کارآمد سازمانهای امروزی مستلزم تغییر جهت به سمت پارادیام جدیدی است که سرامدی و حفظ مزیت رقابتی دیگر به وسیله منابع سنتی (فیزیکی، مالی یا تکنولوژیکی) یافت نمی‌شود. این سه ادعا می‌کنند آنچه که کنند آنچه که تحت عنوان سرمایه روان شناختی یاد می‌شود می‌تواند به عنوان مزیت رقابتی از طریق سرمایه‌گذاری بر روی افراد مطرح شود (ترجمه جمشیدیان و فروهر، 1390). در این مقاله ضمن مقایسه سرمایه روان شناختی با سرمایه اجتماعی و انسانی به عنوان مزیت رقابتی، اثرات و کاربردهای آن در محیط کار و در نهایت روش محاسبه بازگشت سرمایه حاصل از سرمایه‌گذاری بر روی این نوع سرمایه و روش‌های عملی که مدیران و متخصصان منابع انسانی و رفتار سازمانی می‌توانند جهت توسعه و رشد سرمایه روان شناختی کارکنان و سازمان خود مورد استفاده قرار دهند مورد بررسی قرار می‌گیرد

دانلود پایان نامه ویژگی های حسابرس،پایان نامه راجع به حاکمیت شرکتی

 

تقاضا برای خدمات حسابرسی

والاس (1980) تقاضا برای خدمات حسابرسی در بازارهای آزاد و بازارهای تحت نظارت را مورد بررسی قرار داد و سه منبع تقاضای جداگانه اما مرتبط ، را برای خدمات حسابرسی شناسایی و انها را در چارچوب سه فرضیه زیر معرفی کرد:

1- فرضیه مباشرت یا نمایندگی: متون نمایندگی، تقاضا برای حسابرسی را ناشی از تضاد منافع بین مدیران (‌نماینده) و سهامداران ( موکل) ، بستانکاران ، اتحادیه های کارگری و غیره می داند. این فرضیه بیانگر این است که حسابرس به عنوان یک رابط می تواند هزینه های نمایندگی ناشی از رفتار خودسرانه نمایندگان را کاهش دهد(بیتی و فرنلی، 1995).

2- فرضیه اطلاعات: در حوزه فرضیه اطلاعات چنین استدلال  می شود که برهان پشتوانه تقاضای سرمایه گذاران به عنوان گروهی از استفاده کنندگان از صورتهای مالی حسابرسی شده این است که گزارشهای مالی مزبور، اطلاعات سودمندی را برای انجام تصمیمگیریهای مرتبط با سرمایه گذاری ارائه می‌کند(امیر ارصلانی، 1384).

3- فرضیه بیمه: براساس این فرضیه، سرمایه گذاران و بستانکاران از طریق مسئولیت حرفه‌ای حسابرس، در مقابل زیانهای مالی بیمه می شوند(بیتی و فرنلی، 1995).

2-1-3) انتخاب حسابرس

بیتی و فرنلی(1995) بر این باورند که باید با توجه به سه ویژگی زیر موسسه حسابرسی را انتخاب کرد:

1-ویژگیهای صاحبکار: عوامل مربوط به تقاضا برای خدمات حسابرسی بیانگر تعدادی از ویژگیهای صاحبکار است که بر انتخاب موسسه حسابرسی تاثیر خواهد گذاشت. این ویژگیها عبارتند از اندازه و مییزان اهرم مالی و حق مالکیت مدیریت(بیتی و فرنلی، 1995).

2ویژگیهای حسابرس بالقوه : عوامل مربوط به عرضه خدمات حسابرسی، یعنی ویژگیهای حسابرس نیز بر انتخاب موسسه حسابرسی تاثیر می‌گذارد. دلویت و سلز (1978) در یک پژوهش پیمایشی نشان دادند که شایستگی فنی مهمترین معیار برای انتخاب حسابرس است. در پژوهش دیگری توسط ایچنسر و شیلدز (1983) نیز این نتیجه تکرار شد. ویلیامز (1988) شایستگی فنی را به اثربخشی حسابرس تعبیر می کند. او تخصص در صنعت و رابطه طولانی با صاحبکاران را به عنوان معیارهای مربوط به اثربخشی حسابرس معرفی می کند. بیتی و فرنلی(1995) نشان دادند که مهترین ویژگیهای حسابرس عبارتند از: شایستگی فنی موسسه، ارزش پولی خدمات حسابرسی، کیفیت ارتباط کاری با شرکای موسسه حسابرسی. براساس یافته های سندز و مک فایل (2003) دو معیار مهم در انتهاب حسابرس عبارتند از: شایستگی فنی و مشتری محوری.

3- محیط حسابرسی: در فرضیه نمایندگی رابطه صاحبکار- حسابرس در قالب شبکه‌ای از قراردادهای پیچیده در نظر گرفته می شود. تغییر در حسابرسان ممکن است نتیجه تغییر در قراردادهای نماینده موکل باشد. تغییر در مدیریت  عالی و رشد شرکت از جمله عواملی هستند که باعث تغییر در قراردادهای نماینده موکل می شوند(ویلیامز، 1988). اما گاهی اوقات تضاد منافع بین مدیر و سهامدار باعث می شود که انتخاب حسابرس با توجه به این معیارها انجام نشود. طبق فرضیه مباشرت، مدیریت در جستجوی حسابرسی است که نیاز سهامداران به اعتبار دهی به صورتهای مالی را تامین کند. سهامداران به حسابرسی نیاز دارند که در انجام حسابرسی مطابق با استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی کارا باشد ، اشتباهات با اهمیت را کشف کند و در مورد امور مالی شرکت پیشنهادهای خردمندانه‌ای به نمایندگان ارائه کند. به طور خلاصه ، سهامداران به حسابرسی نیاز دارند که در انجام حسابرسی مطابق با استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی کارا باشد، اشتباهات با اهمیت را کشف کند و در مورد امور مالی شرکت پیشنهادهای خردمندانه‌ای به نمایندگان ارائه کند. به طور خلاصه، سهامداران انتظار دارند که مدیران موسسه حسابرسی را انتخاب کنند که کیفیت کار آن بهتر است(ویلیامز، 1988).

2-1-4) تغییر حسابرس

انتخاب حسابرس یک تصمیم مهم در عمر شرکت است و تصمیم به تغییر حسابرس نباید با بی دقتی انجام شود(دیویدسون و همکاران، 2006). صاحبکار در صورتی تصمیم به تغییر حسابرس می گیرد که یکی (یا تعداد بیشتری) از ویژگیهای مربوط به انتخاب حسابرس تغییر کند. فرانسیس و ویلسن (1988) فرایند تغییر حسابرس را به دو مرحله تقسیم می کنند، زیرا دلایل مربوط به دو مرحله تقسیم می کنند، زیرا دلایل مربوط به کنارگذاری حسابرس قبلی ممکن است ربطی به معیارهای خاص مورد استفاده در انتخاب حسابرس جدید نداشته باشد. در مرحله اول ، شرکت تصمیم به تغییر حسابرس می گیرد ودر مرحله بعد ، حسابرس جدید را انتخاب می‌کند. تغییر حسابرس نتیجه تغییر در شرایط شرکت (یعنی عواملی که به عملکرد موسسه حسابرسی قبلی ندارد) مانند تغییر در مدیریت عالی یا عدم توافق و مسائل خاصی باشد. بنابراین،دلایل تغییر حسابرس الزاماً به ویژگیهای موسسه حسابرسی مربوط نمی شود و نیز الزاماً به انتخاب حسابرس جدید ربطی ندارد (بیتی و فرنلی، 1995).

 

 

2-1-5) هزینه های تغییر در حسابرس

اگر ویژگیها و معیارهای مربوط به انتخاب حسابرس تغییر نکند، تغییر حسابرس منطقی نیست زیرا هزینه تغییر حسابرس بسیار زیاد است. تغییر حسابرس، هم برای صاحبکار و هم برای حسابرس مستلزم تحمل هزینه هایی به شرح زیر است:

1– هزینه هایی که صاحبکار متحمل می شود: این هزینه ها نیز به دو دسته هزینه های مستقیم و غیر مستقیم ، تقسیم می شوند.

هزینه های مستقیم : هزینه هایی هستند که صاحبکار برای کمک به حسابرس جهت درک عملیات، صنعت و محیط او متحمل می‌شود؛ زیرا ناآشنایی با محیط صاحبکار منجر به عدم موفقیت حسابرسی می شود(ویلیامز، 1988). به بیان دیگر، هزینه‌های مستقیم مربوط به زمان و وقتی است که کارکنان و مدیریت ، برای آشنایی حسابرس جانشین با کنترل داخلی، سیستم‌های حسابداری و سایر رویه های خاص شرکت صرف می کنند(ویسنانت، 2003).

هزینه های غیر مستقیم:  هزینه هایی هستند که از انتساب ریسک زیاد به صورتهای مالی توسط استفاده کنندگان ناشی می‌شوند، استفاده کنندگانی که نسبت به تغییر حسابرس مشکوک هستند و بر این باورند که صاحبکار برای دستکاری سود به دنبال یک حسابرس سازگارتر و انعطاف پذیرتر بوده است(فرید و شیف، 1981). انتساب ریسک بالا، ناشی از افشا نکردن دلایل تغییر حسابرس از سوی شرکت است. بنابراین، استفاده کنندگان چنین فرض می کنند که تغییر حسابرس الزاماً با هدف مدیریت سود یا حفظ جایگاه مدیریت یا پنهان کردن مشکلات شرکت انجام شده است. افزون بر این ، نبود اطمینان راجع به عملکرد آینده حسابرس جانشین، هزینه تغییر را افزایش می دهد(دی، 1991).

2- هزینه هایی که حسابرس متحمل می شود

حسابرس قبلی، نه تنها حق الزحمه دریافتی از صاحبکار قبلی را از دست می دهد بلکه هزینه هایی را نیز در ارتباط با جذب صاحبکاران جدید و تعیین مجدد مسئولیت تیم حسابرسی متحمل می شود. بنابراین ، به نظر ویسنانت (2003) تغییر حسابرس تنها زمانی متحمل است که منافع حاصل از تغییر، از هزینه های تحمل شده توسط صاحبکار یا حسابرس قبلی بیشتر باشد.

 

 

دانلود پایان نامه ها : مفهوم عرضه کیفیت حسابداری؛پایان نامه درباره کیفیت حسابداری

 

عرضه کیفیت حسابرسی

پژوهش در باب کیفیت حسابرسی را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن عرضه کیفیت حسابرسی توسط مؤسسات حسابداری رسمی تحلیل کرد. بخش دیگری از پژوهش‌های انجام شده درباره کیفیت حسابرسی بر عرضه حسابرسی با کیفیت مطلوب به وسیله حسابرسان مستقل متمرکز بوده است. برای مثال تاتار و همکارانش[1] (1991) بیان کردند که پیش بینی اولیه‌ی طرف تقاضا این است که صاحب کارانپر ریسکتر، حسابرسان با کیفیت‌تر را انتخاب می‌کنند اما فلتهام و همکارانش[2] (1991) بیان کرده‌اند که پیش بینی تاتار و همکارانش را باید با توجه به افزایش هزینه تفاضلی حسابرسی با کیفیت‌تر تحلیل کرد (حساس یگانه وقنبریان، 1385).

تحقیقات نشان داده است که ساختارموسسه حسابرسی نیز بر کیفیت حسابرسی اثر دارد. بر اساس این تحقیقات کیفیت حسابرسی در موسسه‌هایی که ساختار قوی‌تری در استفاده از روش‌های حسابرسی دارند،با سایر موسسه‌ها تفاوت دارند. ادغام موسسه های حسابرسی و یکسان شدن روش‌های مورد استفاده در موسسه های مختلف این فرضیه را کم اهمیت ساخته است.بیشتر محققان این نظریه را مطرح کرده‌اند که به طور کلی،رابطه مستقیمی بین کیفیت حسابرسی و حق‌الزحمه حسابرسی وجود دارد

و اگر موسسه های بزرگ حق‌الزحمه بیشتری به صاحبکار تحمیل می‌کنند به این معنی است که کیفیت خدمات حسابرسی آن‌هامطلوب‌تر است. تحقیقات،البته این فرضیه را نیز مطرح کرده است که موسسه های بزرگ‌تر به دلیل تجربه بیشتر و ساختار مناسب‌ترمی‌توانند بخشی از صرفه اقتصادی خود را به مشتری منتقل کنند و حق‌الزحمه کمتری از صاحب کار بگیرند (علوی طبری و همکاران، 1388).

2-2-10محصولات کیفیت حسابرسی

همان‌طور که نمودارهای (2-2) و (3-2) نشان می‌دهند، کیفیت حسابرسی مولد دو محصول موثر بر کیفیت صورت‌های مالی (یعنی اعتبار و کیفیت اطلاعات) می‌باشند. در این بخش رابطه بین اجزای کیفیت حسابرسی و محصولات مذکور مورد بحث قرار می‌گیرد.

اعتبار اطلاعات به توانایی حسابرس برای تحت تأثیر قرار دادن موقعیت استفاده کنندگان از اطلاعات صورت‌های مالی مربوط می‌شود. همان طور که در قسمت‌های قبلی بحث شد، دی آنجلو کیفیت حسابرسی را با واژه اعتبار حسابرس تعریف کرده است. او اظهار می‌دارد که ذی‌نفعانمی‌توانند از اندازه مؤسسه حسابرسی به عنوان جانشین حسن شهرت حسابرس استفاده نمایند. وی استدلال می‌کند که اگر به کار گیری صاحبکار خاص در میان صاحب کاران حسابرسی خاص یکسان است، آنگاهحسابرسان بزرگ‌تر که تعداد صاحب کاران بیشتری دارند، در راستای تلاش برای حفظ هر صاحبکار انگیزه کمی برای قصور در افشاء تحریف کشف شده دارند. دوپاچ و سیمونیچ بیان می‌کنند از آنجا که حسابرسان دارای نام تجاری ویژگی‌های مرتبط عینی بیشتری پیرامون کیفیت (شامل آموزش تخصصی و بازبینی‌های دقیق‌تر) دارند انتظار می‌رود ذی‌نفعان آنان به عنوان عرضه کننده اعتبار بیشتر صورت‌های مالی بنگرند. نظریه رایج در میان بانک داران و پذیره‌نویسان این است که حسابرسان دارای نام تجاری بر اعتبار صورت‌های مالی می‌افزایند و این نظریه از نتایج تحقیقات دوپاچ و سیمونیچ حمایت می‌نماید.

برخی از مطالعات کیفیت حسابرسی بیان می‌کنند که حسابرسان دارای نام تجاری اطلاعات معتبرتری را ارائه می‌نمایند. برای مثال در مطالعات مرتبط با اولین عرضه عمومی سهام، اعتبار اطلاعات اغلب به عنوان توانایی حسابرس برای تحت تأثیر قرار دادن ارزیابی قبلی عدم قطعیت ارزش موضوعات جدید تعریف شده است. فرض می‌شود حسابرسان دارای نام تجاری سطح اطمینان اطلاعاتی بیشتری را در باب موضوعات جدید ارائه می‌نمایند. مطالعات تجربی که این گمان را آزموده‌اند عموماً از آن حمایت می‌نمایند.

مطالعات اولیه نشان دادند در مواردی که صاحب کاران حسابرسانشان را تغییر می‌دهند این علامت دهی اطلاعاتی مستقیم از طریق اندازه گیری واکنش قیمت سهام بر حسن شهرت حسابرس اثر می‌گذارد. در این مطالعات صرفاً یک حمایت محدود برای اثبات این که حسابرسان دارای نام تجاری اطلاعات معتبرتری را ارائه می‌کنند، یافت شده است. برای مثال، بیتی[3] (1999) دریافت که بازده‌های اولین عرضه‌ی عمومی سهام برای صاحب کارانی که از حسابرسان دارای نام تجاری استفاده می‌کنند (8 ابرمؤسسه حسابداری) در مقام مقایسه با سایرین (غیر از 8 ابر مؤسسه حسابداری) کمتر می­باشد

ونگ و نئو،1993 رویکرد مستقیم‌تری را برگزیدند و دریافتند که واکنش سرمایه گذاران به شوک‌های سود آوری به دریافتشان از اعتبار گزارش سود آوری بستگی دارد. آنان دریافتند که ضریب واکنش سود صاحب کارانی که از حسابرسان دارای نام تجاری استفاده می‌کنند در مقایسه با سایرین بیشتر می‌باشد به همین قیاس، جنگ و لین،1993، دریافتند که در اولین روز مبادله اولین عرضه عمومی سهام، حجم مبادله صاحب کارانی که توسط حسابرسان دارای نام تجاری حسابرسی می‌شوند در مقایسه با سایرین بیشتر بوده است. همچنین در روزهای بعدی حجم مبادله سهام صاحب کارانی که توسط حسابرسان دارای نام تجاری حسابرسی می‌شوند در مقایسه با سایرین کمتر است.

کریشان[4] (2003) با استفاده از مطالعه‌ی ونگ و نئو اندازه گیری نیرومند تری از توانایی حسن شهرت حسابرس برای افزایش اعتبار اطلاعات ایجاد نمود. کریشنان نقش کیفیت حسابرسی در قیمت گذاری ذخایر احتیاطی را بررسی نمود. او سود را به اجزای جریان‌های نقدی حاصل از عملیات، ذخایر غیر احتیاطی و ذخایر احتیاطی تجزیه نمود و سپس بازده سهم را از این سه جزء کم نمود و متغیر مصنوعی را برای نمایش کیفیت حسابرسی ارائه نمود (6 ابر مؤسسه حسابداری در مقابل مؤسسات حسابداری دیگر). او دریافت که ذخایر احتیاطی صاحب کارانی که از حسابرسان دارای نام تجاری استفاده می‌کنند در مقایسه با دیگران رابطه دقیق‌تری با بازده های بازار دارد. این مطلب نشان می‌دهد حسابرسان دارای نام تجاری بر اعتبار ذخایر گزارش شده می‌افزایند.

[1]Datar at al ,1991

[2]Feltham et al ,1991

[3]Beatty

[4]Krishnan

دانلود پایان نامه اهمیت چسبندگی هزینه ها-پایان نامه در مورد انعطاف پذیری هزینه ها

 

تاثیر چسبندگی هزینه بر پیش­بینی تحلیلگران


به دلیل عدم کاهش هزینه­ها چسبندگی هزینه­ها موجب کاهش بیشتر سود در دوره­های کاهش فروش می­شود. بافرض اینکه مابقی نمودار توزیع سود کاهش سود، تغییری نکند، کاهش مضاعف سود به دلیل چسبندگی هزینه، نوسان پذیری سود پیش­بینی شده را افزایش می­دهد. اگر احتمال افزایش یا کاهش سطح فعالیت به مقادیر یکسان برابر باشد. با فرض ثابت ماندن سایر عوامل، چسبندگی هزینه، موجب کاهش بیشتر سود در مقایسه به هزینه­های ضد چسبندگی می­شود. از این رو در دوره­های افزایش سطح فعالیت نیز تحلیلگران سود شرکتی را که هزینه­هایش چسبنده است، کمتر پیش­بینی می­کنند و به همین دلیل قدر مطلق خطای پیش­بینی سود، هم هنگام افزایش سطح فعالیت و هم هنگام کاهش سطح فعالیت بیشتر خواهد بود (ویس،2010).

شکل2-2 نحوه تاثیر چسبندگی هزینه بر خطای پیش­بینی سود را به تصویر کشیده. این شکل تابع سود را نشان می­دهد. خط پررنگ، مربوط به وضعیت چسبندگی هزینه­ها و خط چین نشان­دهنده وضعیت ضد چسبندگی بودن هزینه­ها است. با کاهش سطح فعالیت از y0 به y L سود در وضعیت چسبندگی از وضعیت ضدچسبندگی کمتر می­شود (نقطه G پائینتر از نقطه E). سود مورد انتظار نیز در حالت چسبندگی کمتر از حالت ضدچسبندگی است (سطح سودآوری FC پائینتر از سطح DB قرار دارد). بنابراین اگر AC و AB به ترتیب قدر مطلق خطای پیش بینی سود در حالت چسبندگی و ضد چسبندگی باشد. طبق نمودار خطای پیش­بینی سود در حالت چسبندگی بیشتر است (AC > AB) استدلال مشابهی را می­توان در شرایط کاهش سطح فعالیت نیز به کار گرفت به این ترتیب که اگر FG و DE به ترتیب خطای پیش­بینی سود در حالت چسبندگی و ضد چسبندگی باشند، چون FG > DG است خطای پیش بینی سود در وضعیت چسبندگی، بیشتر خواهد بود. مبنای این چسبندگی هزینه ها در صورت هر تغییری در سطح فعالیت موجب افزایش خطای پیش­بینی سود می­شود.

اگر سرمایه­گذاران چنین تصور کنند که در شرکتهایی با هزینه چسبنده تر دقت پیش­بینی سود کمتر است، این رفتار هزینه به واکنش آنها نسبت به نوسانات سود تاثیر می­گذارد. کاهش پیش­بینی­پذیری سود به این معنی است که سودهای گزارش شده، اطلاعات مفید کمتری برای ارزیابی و پیش­بینی سودهای آتی در اختیار قرار می­دهد که به گفته لایپ[1](1990) این امر موجب کاهش ضریب واکنش سود است(مرتضوی،1390). زیرا شواهد نشان می­دهد که ضریب واکنش قیمت سود با افزایش دقت پیش­بینی­ها افزایش می­یابد. بنابراین، اگر سرمایه­گذاران تصور کنند که چسبندگی هزینه، دقت پیش­بینی سود را کاهش می­دهد، اطمینان آنها نسبت به سودهای تحقق یافته نیز کاهش می­یابد.

 

2-2-9- اهمیت چسبندگی هزینه در روشهای تحلیل حسابرسی

حسابرسان می­توانند از طریق مقایسه روابط میان اطلاعات مالی و غیر مالی، منطقی بودن مبالغ صورتهای مالی را ارزیابی کنند. به شیوه­های مقایسه روابط اطلاعات مالی و غیر مالی، روشهای تحلیلی گفته می­شود. براساس استانداردهای حسابرسی، استفاده از روشهای تحلیلی و برنامه­ریزی کلیه حسابرسی­ها هنگام بررسی نهایی صورتهای مالی قبل از صدور گزارش حسابرسی، اجباری است و استفاده از این روش­ها در سایر مراحل حسابرسی هم بمنظور کسب شواهد درباره ادعاهای مدیریت، اختیاری است. روشهای تحلیلی از مقایسه­های ساده تا مدلهای ریاضی و پیشرفته برآورد اقلام را شامل می­شود و می­توان از آنها برای کسب شواهد مورد نیاز درباره تمامی ادعاهای مدیریت استفاده کرد. برای مثال می­توان بعد از اعمال آثار هرگونه افزایش یا کاهشی در فروش و سایر عوامل اقتصادی مانده حسابهای دریافتنی سال جاری را با مانده سال قبل حساب مزبور مقایسه کرد یا به مقایسه درصد سود ناخالص سال جاری با درصد سود ناخالص طی دوره گذشته اقدام کرد (رضازاده، 1385).

به طرز مشابهی، حسابرسان به هنگام اجرای روشهای تحلیلی بطور ضمنی فرض می­کنند که هزینه­ها متناسب با نوسانات فروش تغییر می­کند، اما اطلاع از پدیده چسبندگی و روابطی که این پدیده را تشدید می­کند، درک بهتری از نحوه تغییر هزینه­ها برای حسابرسان ایجاد کرده و به حسابرسان در بهبود اجرای مدلهای تحلیلی کمک می­کند.

 

[1]-Lipe

دانلود پایان نامه ارتباط سیاست تقسیم سود و بازده در دوره رکود و رونق بازار.پایان نامه اهمیت تقسیم سود سهام در بازار رو به رکود

ارتباط سیاست تقسیم سود و بازده در دوره رکود و رونق بازار

اصولاً سرمایه گذاران برای کسب بازده مناسب سرمایه­گذاری می­کنند و دریافت سود سهام یکی از راه­های کسب بازده است. سیاست تقسیم سود را می­توان عامل ایجاد موازنه بین سود انباشته شرکت از یک طرف و پرداخت وجه نقد و انتشار سهام جدید از طرف دیگر تعریف کرد.(خدادادی، 1388)

از طرفی در هر بازار مالی با توجه به گستردگی و عمق بازار، ابزارهای متنوعی جهت سرمایه­گذاری وجود دارد. سرمایه­گذاران، با عنایت به بازده و ریسک دارایی­ها، سرمایه­گذاری می­کنند. یکی از عوامل موثر بر ریسک شرکت ها وضعیت رکود یا رونق وضعیت بازار است.(فولر و گلداشتاین، 2011)

  تقسیم سود یا سود تقسیمی از دو جنبه بسیار مهم قابل بحث است. از یک طرف عاملی تأثیرگذار بر سرمایه‌گذاری‌های فرا روی شرکت هاست. چرا که تقسیم سود موجب کاهش منابع مالی داخلی و افزایش نیاز به منابع مالی خارجی می شود. از طرف دیگر بسیاری از سهامداران شرکت خواهان تقسیم سود نقدی هستند، از این رو مدیران با هدف حداکثر کردن ثروت سهامداران همواره باید بین علایق مختلف آنان و فرصت‌های سودآور سرمایه­گذاری تعادل برقرار کنند. بنابراین تصمیمات تقسیم سود که از سوی مدیران شرکت­ها اتخاذ می شود بسیار حساس و دارای اهمیت است و بااهمیت بودن و حساسیت بالای تقسیم سود زمانی احساس می‌گردد که بازار در وضعیت بحران قرار گرفته باشد. توجه همه جانبه به عوامل و محدودیت­های موثر بر سیاست تقسیم سود علاوه بر به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران، موجبات حفظ و بقای شرکت در عرصه رقابت و رشد و توسعه روز افزون آنرا فراهم می­نماید. (اسکینر، 2004)

انواع صندوق های سرمایه گذاری-پایان نامه رتبه بندی صندوق های سرمایه گذاری

انواع صندوق های سرمایه گذاری

صندوق های سرمایه گذاری که در واقع همان شرکتهای مدیریت سرمایه گذاری[1] هستند، بر حسب ساختار به دو دسته کلی تقسیم میشوند:

الف) صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه ثابت[2]

ب ) صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه متغیر[3]

2- 8- 1  صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه ثابت

صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه ثابت یا صندوق های سرمایه گذاری بسته، صندوق هایی هستند که واحدهای سرمایه گذاری خود را همانند سایر شرکتها در بازار بورس و یا خارج از بورس به فروش میرسانند.در این صندوق ها، میزان سرمایه آنها ثابت بوده و تنها در دوره عرضه واحدهای سرمایه گذاری و پس از تصویب مجمع عمومی اقدام به انتشار واحدهای سرمایه گذاری جدید مینمایند و پس از اتمام دوره پذیره نویسی، سرمایه گذاران میتوانند واحدهای سرمایه گذاری این صندوق ها را فقط در بازار بورس و یا خارج از بورس معامله نمایند. شرکتهای سرمایه گذاری در ایران در زمره این صندوق ها میباشند.

قیمت واحدهای سرمایه گذاری این صندوق ها از طریق جریان عرضه و تقاضای بازار تعیین میگردد و میتواند کمتر یا بیشتر از ارزش خالص دارایی های صندوق باشد. این نوع صندوق ها همانند سایر شرکتها به فروش واحدهای سرمایه گذاری خود اقدام مینمایند. واحدهای سرمایه گذاری آنها در هر بازار سهامی، قابل معامله بوده و قیمت گذاری میشوند. سرمایه گذارانی که بخواهند از خود صندوق، واحدهای سرمایه گذاری را خریداری نمایند، در زمان خرید، متحمل کارمزد شده و به هنگام فروش بایستی حق العمل فروش بپردازند. (راعی و تلنگی،1383)

2- 8- 2  صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه متغیر

این صندوق ها، پیوسته سهام جدید منتشر می کنند تا از محل وجوه حاصل از فروش سهام جدید، در سایر اوراق بهادار سرمایه گذاری نمایند. سرمایه این صندوق ها متغیر بوده و صندوق هر لحظه آمادگی بازخرید سهام منتشره خود را به قیمت ارزش خالص دارایی ها[4] دارد.

فرمول (2-1)

ارزش خالص دارایی های صندوق با محاسبه ارزش بازار پرتفوی صندوق به قیمتهای پایانی بازار در هر روز تعیین میشود و از طریق فرمول ذیل به دست می آید:

 

 

 

NAV= ═ ارزش خالص دارایی ها

 

NAV، بیانگر ارزش خالص هر سهم صندوق، در روز محاسبه بوده و مبنای خرید و فروش سهام صندوق، در روز بعد در نظر گرفته می شود.

2- 8- 3  مقایسه صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه ثابت و صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه متغیر:

وجوه اشترک و افتراق صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه متغیر، که به لحاظ زمانی در تعاقب صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه ثابت بوده و به عنوان نسل جدید شرکتهای تجمیع کننده منابع مالی، وارد عرصۀ بازار های پول و سرمایه شده اند، را می توان در موارد ذیل دانست(هیبتی،1380،ص14):

الف ) وجوه اشتراک: هر دو نوع صندوق به جمع آوری وجوه سرمایه گذاران برای خریداری اوراق بهادار اقدام می نمایند. ویژگی های اشتراکی این صندوق ها عبارتند از:

  • برای سرمایه گذاران کوچک سود آور خواهند بود.
  • با تنوع بخشی، خطر ورشکستگی هر دو گروه از صندوق ها، کاهش می یابد.
  • توسط مدیرانی اداره می شوند که یک تیم از محققان و مدیران با تجربه آنها را یاری می نمایند.
  • موجب صرفه جویی های اقتصادی در هزینه های خرید و فروش اوراق بهادار، هزینه های حسابداری، محاسباتی و مالیاتی و سایر فعالیتها برای سرمایه گذاران کوچک خواهد داشت.

ب ) وجوه افتراق:

1- بیشتر صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه ثابت بر خلاف صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه متغیر، ارزش خالص دارایی های خود را به صورت روزانه محاسبه نکرده و نتیجه را اعلام نمی نمایند.

2- بسیاری از صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه ثابت در بازار های خاص، نظیر معادن طلای آفریقای جنوبی و بازارهای نو ظهور[5]، سرمایه گذاری می نمایند. اما توجه صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه متغیر، صرفاً به اوراق بهادار با قابلیت نقد شوندگی کافی معطوف است.

3- دستمزد کارگزاران در صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه ثابت، بالاست.

4- در صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه متغیر، قیمتی که در آن سرمایه گذار انفرادی می تواند سهام را خرید و فروش نماید، در سطح ارزش خالص دارایی است؛ ولی در صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه ثابت، قیمت سهام بر اساس عرضه و تقاضای بازار تعیین میشود که ممکن است کمتر یا بیشتر از ارزش خالص دارایی های صندوق باشد.

5- خرید و فروش سهام صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه ثابت، به کسر یا صرف، می تواند فرصتهای سود آوری برای دارندگان آن ایجاد نماید.

 

[1] – Management Investment Company

[2] – Closed-End Funds

[3] – Open-End Funds

[4] – Net Asset Value

[5] – Emerging Market

دانلود پایان نامه ها : کیفیت اطلاعات مالی.پایان نامه نسبت های مالی برای پیش بینی بحران کسب و کار

کیفیت اطلاعات مالی:

اگر بخواهیم ویژگیهای کیفی اطلاعات مالی را بطور خلاصه تعریف کنیم شاید بهترین تعریف همان تعریف ارائه شده توسط ویکری[1] (1985) است که می گوید “ویژگیهایی از اطلاعات که موجب سودمندی آن می شود”. برای اینکه اطلاعات باکیفیت تلقی شوند باید حایز یکسری خصوصیات کیفی باشند. این خصوصیات باعث می شود تا اطلاعات ارائه شده در صورتهای مالی برای استفاده کنندگان در راستای ارزیابی وضعیت مالی، عملکرد مالی، و انعطاف پذیری مالی واحد تجاری مفید واقع شود. خصوصیات کیفی اصلی مرتبط با محتوای اطلاعات عبارتند از” مربوط بودن” و “قابل اتکا بودن” که این دو خصوصیت نیز خود متشکل از خصوصیات دیگری هستند. اطلاعاتی مربوط تلقی می شوند که بر تصمیمات اقتصادی استفاده کنندگان در ارزیابی رویدادهای گذشته، حال و آینده یا تایید و تصحیح ارزیابیهای گذشته آنها موثر واقع شود. برای اینکه اطلاعات مربوط باشند باید ارزش پیش بینی و قابلیت تایید( ارزش بازخورد) داشته باشند و به موقع در اختیار استفاده کنندگان قرار بگیرند. اطلاعاتی قابل اتکا هستند که کامل بوده، عاری از اشتباه و تمایلات جانبدارانه با اهمیت باشند و بطور صادقانه معرف آن چیزی باشد که مدعی بیان آن است یا بگونه ای معقول انتظار می رود بیان کند. برای اینکه اطلاعات قابل اتکا باشند نیز باید کامل بوده، بیطرفانه و محتاطانه و بیانی صادقانه و با رعایت رجحان محتوا برشکل تهیه و ارائه شوند(اعتمادی و همکاران، 1388).

2ـ15ـ الگو

مجموعه ای از معادلات یا پیشنهادات است که بعضی از جنبه های تجربی را در شکلی ساده تر شرح می دهد. “کوهن” در رساله خود در مورد الگوی تغییرات تفکر علمی مفهوم “الگو” را معرفی کرده است. کوهن الگو را چارچوبی نظری و کاربردی تعریف کرده است که بر مبنای آن الگوهایی برای خلق سنتهای منجسم و خاص تحقیق علمی ساخته می شود. الگوی یک دانشمند نوع مسائل مورد علاقه وی را رقم می زند. الگو دامنه کاربرد تجربه را برای تئوریها و تحقیقات روشن می کند .نوع آزمون و استانداردهای لازم برای داوری درباره تناقض مفروضات تئوریک را الگو تعیین می کند .الگو نوعی جهان بینی و محوری برای تحقیق است(گجراتی، 1384).

2ـ15ـ1ـ ویژگیهای یک الگوی خوب:

یک الگوی خوب باید دارای ویژگیهای زیر باشد :

الفکمی بودن متغیرهای بیان کننده الگو

این اصل می گوید که الگو زمانی با ارزش و مهم خواهد بود که مقدار زیادی از تغییرات را به وسیله مقدار کمی از متغیرها توضیح دهد. به عبارت دیگر برای دریافتن اساسی پدیده تحت مطالعه، تنها باید متغیرهای کلیدی را در تحلیل وارد نمود .

بقابلیت تشخیص

این اصل حکم می کند که برای مجموعه داده های معین، پارامترهای تخمین زده شده بایستی مقادیر منحصر به فردی را به دست دهند  .به عبارت دیگر تنها یک تخمین برای هر پارامتر مشخص بدست آید .

جخوبی برازش

نظر به اینکه هدف اساسی تحلیل رگرسیون، بیان تا حد امکان تغییرات دو متغیر وابسته به وسیله متغیرهای توضیحی ملحوظ در الگو است؛ بنابراین الگو، زمانی به اندازه گیری عنوان یک الگوی خوب مد نظر قرار می گیرد که این بیان که بوسیله ٢R می شود حتی الامکان بالا باشد .

دسازگاری با تئوری

ممکن است الگو علی رغم داشتن ٢R بالا ، بعلت اشتباه بودن علائم یک یا چند ضریب آن، الگوی خوبی نباشد، به عبارت دیگر علامت ضرایب الگو باید با مفاهیم تئوری سازگار باشد .

هقدرت تعمیم دهی و پیشگیری

تنها آزمون مناسب برای اعتبار الگو مقایسه پیش بینی آن با تجربه و واقعیت است . اما این سوال مطرح می شود که مگر٢R  بالا دلالت بر قدرت تعمیم دهی الگو ندارد. جواب این سوال مثبت است و باید گفت که این قدرت بیان شده توسط٢R  فقط در رابطه با یک نمونه معین مدنظر است و آنچه که در اینجا مدنظر است قدرت پیش بینی و تعمیم دهی برای دوره ای خارج از دوره نمونه می باشد(گجراتی، 1384).

[1] . Vickrey

دانلود پایان نامه ویژگی های وام های میان‌مدت و بلند‌مدت :پایان نامه درباره تاثیر روش های تامین مالی بر بازده و قیمت سهام

ویژگی های وام های میان‌مدت و بلند‌مدت

وام های میان‌مدت و بلندمدت دارای خصوصیاتی هستند که می‌توانیم ذیلاً به بعضی از آنها اشاره‌ نمائیم:

1- از دیدگاه زمان بازپرداخت وام ها می‌توانیم آنها را به دو دسته میان‌مدت و بلند‌مدت تقسیم کنیم.
وام هایی که دوره بازپرداخت آنها در فاصله یک تا پنج سال قرار دارد، می‌توانند وام های میان‌مدت نام‌گذاری شوند و وام هایی که دوره بازپرداخت آنها بیش از پنج سال است می‌‌توانند نام وام های بلندمدت به خود بگیرند.

2- بازپرداخت وام ها اغلب به شکل اقساط دوره‌ای انجام می‌پذیرد. اقسام وام ها ممکن است سه ماه یک‌بار، شش‌ماه یکبار و یا یک‌سال یکبار صورت گیرد. مبلغ اقساط و زمانهای بازپرداخت آنها برحسب شرایط وام‌گیرنده و درآمدهای آتی وام دهنده وسایر مسؤولیت‌های وام دهنده تعیین می‌گردد. توجه به شرایط وام گیرنده سبب می‌شود که وام گیرنده از نظر شرایط بازپرداخت در وضعیت انعطاف‌پذیر قرار گیرد و در حد توان و امکانات خود بازپرداختها را انجام دهد.

3- نرخ بهره وام ها اغلب تحت تأثیر زمان بازپرداخت وام است. معمولاً وام های کوتاه‌مدت نرخ بهره‌ کمتری نسبت به وام های بلندمدت دارند ولی این فرق چشم‌گیر نیست. در بعضی کشورها این تفاوت در حد یکی دودرصد است، در بعضی کشورهای ممکن است نرخ بهره وام ها طی قراردهای ویژه‌ای به نرخ بهره‌بانک مرکزی ارتباط داده ‌شود به طوریکه با افزایش نرخ بهره بانک مرکزی، نرخ بهره ‌وام پرداختی از طرف بانک افزایش پیدا کند و با کاهش نرخ بهره‌ بانک مرکزی نرخ بهره‌ وام پرداختی نیز کاهش یابد. انجام اینگونه اقدامات مشروط به وجود قوانین مربوطه و عقد قرارداد ویژه بین طرفین است.

4- موقع گرفتن وام بویژه اگر وام بلند‌مدت باشد موضوع تضمین وام اهمیت پیدا می کند زیرا با افزایش دوره بازپرداخت یک وام احتمال عدم بازپرداخت آن بیشتر می شود، به این دلیل بانک های وام دهنده از وام‌گیرنده در مقابل وام تضمین طلب می‌کند تا در صورت پرداخت نشدن وام، بانک وام دهنده منابع پولی خود را از دست ندهد و از طریق فروش تضمینات به پول خود دست یابد. اغلب شرکت هایی اقدام به دریافت وام از بانک ها می‌کنند دارایی های ثابت خود را به عنوان تضمین بازپرداخت وام خود معرفی می‌کنند. در نتیجه اگر گرفتن وام مستلزم معرفی تضمینات باشد شرکت هایی می‌توانند از این گونه وام ها استفاده کنند که صاحب دارایی های ثابت قابل توجه هستند مثل شرکت های تولید‌کننده‌ نفت و مواد نفتی، شرکت های تولید کننده مواد شیمیائی، شرکت های حمل ونقل و غیره.

5- بانکهای وام دهنده معمولاً قبل از پرداخت وام، توان مالی متقاضی وام را بررسی می‌کنند وسعی می‌نمایند جریانات پولی شرکت متقاضی وام را در دوره‌های آینده مشخص کنند که آیا شرکت متقاضی وام در زمانهای آتی درآمدهای قابل قبول خواهد داشت یا خیر. علاوه بر این بانک های وام‌دهنده ممکن است توان مالی صاحبان شرکت و یا شرکای شرکت را هم تحلیل و بررسی کنند تا آنکه از بازپرداخت وام اعطایی اطمینان حاصل نمایند.

6- بانک های وام‌دهنده می‌توانند در قرارداد اعطای وام به شرکت ها بعضی از احکام و شرایط ویژه را وارد کنند تا آنکه بعضی خطرات عدم بازپرداخت ویا تقاضای تجدید وام از بین برود و شرکت در زمان های مشخص اقساط وام خود را بازپرداخت نماید. این احکام و شرایط ویژه می‌توانند از وام گرفتن دوباره شرکت از منابع دیگر جلوگیری کنند و یا مانع توزیع سود برای سهامداران شوند و یا آن دسته از عملیات شرکت را که بر روی عملیات و جریانات مالی اثرگذار هستند تحت نظارت و کنترل درآورند.