مهرالمسمی ، مهرالمثل و مهر در نکاح منقطع

اقسام مهریه

در فقه و قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، سه نوع مهریه نام برده شده است.

مهرالمسمی:مهریه ای است که میزان آن به هنگام عقد نکاح معین و از آن نام برده شده است( کاتوزیان، ناصر، ص۱۳۸).

مهرالمثل: ماده ۱۰۹۳قانون مدنی می گوید، اگر در نکاح دائم، مهر ذکر نشود نکاح درست است و طرفین می توانند پس از آن به صورتی در مورد آن سازش و چیزی را معین کنندو اگر قبل از تراضی نسبت به آن نزدیکی شود، زن مستحق مهرالمثل است( جعفری لنگرودی، ۱۳۷۷، ص۱۴۵).

مهرالمتعه: ماده ۱۰۹۳ قانون مدنی بیان می دارد که هرگاه در عقد مهر ذکر نشده باشد و شوهر قبل از تعیین مهر و نزدیکی زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه خواهد بود(کاتوزیان، ناصر، پیشین).

 

پایان نامه

مهریه و انواع نکاح

با توجه به مواد مختلف ذکر شده در باب نکاح در قانون مدنی، نکاح به دو دسته نکاح دائم و نکاح موقت(منقطع) تقسیم شده است.

مهر در نکاح دائم

در عقد نکاح دائم به‏ جهت وابستگى با احساسات و عواطف ‏و روان اشخاص مسائل مادى داراى جنبه‏فرعى و تبعى است. این ویژگى عقد نکاح‏هم در قانون و هم در فقه امامیه که الهام‏بخش نویسندگان قانون مدنى بوده است، به چشم مى‏خورد.به همین علت آنچه درعقود معاوضى انگیزه و قصد اصلى‏طرفین محسوب مى‏شود،درعقد نکاح‏رعایت نمى‏گردد. با توجه به قواعدحقوقى و فقهى درمى‏یابیم که مهر درنکاح دائم از هر جهت عوض معامله‏محسوب نمى‏شود، به همین علت است‏که عدم ذکر مهر در عقد نکاح دائم، لطمه‏اى به صحت آن وارد نمى‏کند. برابر ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی« به مجرد عقد زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید»(صفایی، حسین، ص۱۶۱).

۲-۴-۲ مهر در نکاح منقطع

قانون مدنی در ماده ۱۰۷۵ ، در تعریف نکاح منقطع اینگونه مقرر می دارد: نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد. در فقه، نکاح منقطع مانند نکاح دائم اعتبار ندارد و به طور مکرر در کتابهای فقهی آمده است که یکی از اهداف این پیوند زناشویی، تمتع و انتفاع است، نه ایجاد نسل. شوهر تأمین معاش خانواده را بر عهده ندارد و میراث او به زن نمی رسد و مهری به زن داده می شود که عوض انتفاع مرد از اوست؛ ولی با اعتقادی که امروزه نسبت به مقام انسانیت و حقوق او وجود دارد، نمی توان زنی را که برای مدت معین شوهر کرده است، در حکم اجیر به شمار آورد. پس در مقام تفسیر قانون مدنی، باید به اراده قانونگذارکنونی و مصالح اجتماعی، بیش از مبنای تاریخی آن توجه داشت(عظیم زاده اردبیلی، فائزه، ۱۳۷۵،ص ۴۷).

برخلاف آنچه در نکاح دائم جریان دارد، در نکاح منقطع، مهر یکی از ارکان اصلی عقد است. چنانکه ماده ۱۰۹۵ ق.م مقرر می دارد: در نکاح منقطع، عدم ذکر مهر در عقد، موجب بطلان است. در فقه، نکاح منقطع، اعتبار معنوی و اخلاقی نکاح دائم را ندارد و تأکید شده است که هدف از این پیوندزناشویی، ایجاد نسل نیست؛ بلکه هدف آن کامجویی و انتفاع است( نجفی، محمد حسن، ۱۹۱۸م، ص۱۶۲).

بر این مبنا، هرگاه مهر مالیت نداشته باشد یا مجهول بماند و یا از ملک غیر معین شود ، بطلان توافق درباره مهر، نکاح را نیز باطل می سازد. مهر، عوضِ تمکین برای تمام مدت انتفاع از زن است و هرگاه او برای مدتی از همخوابگی با شوهر احتراز کند، به همان نسبت از میزان مهر کاسته می شود. پس ماهیت مهر در نکاح منقطع، به مثابۀ عوض در معاملات معوض است و مهر ، عوض بضع و استمتاع از زن به شمار می آید( پولادی، ابراهیم، ۱۳۸۸، ص۷۹).